چرا جنگ با هوش مصنوعی خطرناکتر است؟
۱. آستانهٔ جنگ پایین میآید.
وقتی رهبران فکر کنند میتوانند با چند پهپاد و موشک هوشمند، بدون تلفات
خودی، به اهدافشان برسند، راحتتر دست به جنگ میزنند. جنگ ارزانتر به نظر میرسد،
پس بیشتر اتفاق میافتد.
۲. سرعت از انسان جلو میزند.
در جنگهای آینده، ممکن است ماشینها سریعتر از انسان تصمیم بگیرند. یک
الگوریتم در میلیثانیه حمله میکند. دیگر وقتی برای فکر کردن، مشورت کردن، یا
جلوگیری از اشتباه نمیماند.
۳. فاصله، کشتار را آسانتر میکند.
سربازی که از پشت مانیتور و با جویاستیک میجنگد، دشمن را مثل یک نقطه روی
صفحه میبیند. نه چهره، نه صدا، نه خانواده. این فاصله، وجدان را کر میکند.
۴. خطاها پنهان میمانند.
وقتی الگوریتم اشتباه میکند، مقصر کیست؟ برنامهنویس؟ فرمانده؟ پهپاد؟ هیچکس؟
در جنگهای آینده، ممکن است هیچکس مسئول کشته شدن یک خانواده نباشد. فقط یک «خطای
فنی» ثبت میشود.
۵. تلفات غیرنظامی کمتر دیده میشود، نه کمتر اتفاق میافتد.
بمباران دقیق، بیمارستانها، مدارس، شبکههای برق و آب را از کار میاندازد.
مردم از گرسنگی، بیماری و
trauma میمیرند. اینها در آمار «تلفات مستقیم جنگی» نمیآیند،
اما واقعیاند.
جنگ از پشت صفحه
هوش مصنوعی جنگ را شبیه یک بازی رایانهای میکند. صفحهای
روشن، هدفهایی که قرمز میشوند، دکمهای که فشار داده میشود. اما آنطرف صفحه،
خون واقعی است. کودک واقعی. مادر واقعی.
و بزرگترین خطر این است که ما عادت کنیم. عادت کنیم به جنگهای بیصدا، به
کشتار دقیق، به اخبار کوتاه.
نتیجهگیری
هوش مصنوعی میتواند به پزشکی، آموزش، کشاورزی و صلح کمک
کند. اما در میدان جنگ، همان ابزار میتواند به ماشین کشتار دقیقتر تبدیل شود.
جنگ با هوش مصنوعی، شاید سرباز کمتری بفرستد، اما میتواند شهرهای بیشتری
را ویران کند. شاید هدف را دقیقتر بزند، اما همان هدف را نابود میکند.
پس بیایید فریب «دقت» را نخوریم.
در دنیای هوش مصنوعی، جنگ با دقت بالاتری کشتار میکند. دقیقتر میکشد،
سریعتر میکشد، و بیصداتر میکشد. اما همچنان میکشد.
و تا وقتی که انسانها جنگ را انتخاب کنند، هیچ
الگوریتمی نمیتواند آن را به صلح تبدیل کند.
Comments
Post a Comment