کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار

 

تقابل «جام» و «کمند»: واکاوی غیاب بهرام در بیابان حقیقت

کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار

که من پیمودم این صحرا نه بهرامست و نه گورش

حافظ در این بیت، ما را با یکی از کلیدی‌ترین مضامین فلسفی خود روبه‌رو می‌کند: عبور از قدرت دنیوی برای رسیدن به شهود باطنی. او برای تبیین این موضوع، از دو نماد قدرتمند تاریخ اساطیری ایران یعنی «بهرام گور» و «جمشید» بهره می‌برد تا ستیز میان «جستجو برای تسخیر جهان» و «جستجو برای شناخت جهان» را به تصویر بکشد.

اشارات تاریخی و اساطیری

در این بیت، دو شخصیت از شاهنامه و روایات باستانی احضار شده‌اند:

  1. بهرام گور (بهرام پنجم ساسانی): پادشاهی که در ادبیات ما نماد شکارچی‌گری، قدرت بدنی و کام‌جویی است. نام او با «گور» (هم به معنای گورخر و هم به معنای مدفن) گره خورده است.
  2. جمشید (جام جم): پادشاه اساطیری که «جام جهان‌نما» داشت؛ جامی که در آن احوال تمام جهان و اسرار هستی هویدا بود.

واکاوی معنایی و حکمی

حافظ در مصراع اول، دستوری صادر می‌کند: «کمند صید بهرامی بیفکن». کمند ابزار اسارت و نماد تلاش برای به چنگ آوردن مادیات و قدرت است. در مقابل، «جام جم بردار» دعوتی است به معرفت. حافظ می‌گوید به جای تلاش برای شکارِ جهان (بهرامی‌گری)، به دنبال کشفِ جهان (جمشیدی‌گری) باش.

در مصراع دوم، شاعر از تجربه‌ی شخصی خود (به عنوان پیر و راهرو) سخن می‌گوید: «که من پیمودم این صحرا...». این صحرا، همان عرصه‌ی گیتی و گذرگاه عمر است. نتیجه‌گیری حافظ تکان‌دهنده است: در انتهای این مسیر، نه از آن پادشاهِ شکارچی خبری هست و نه از شکاری که به دنبالش بود.

ریشه در سنت خیامی

این بیت پیوند عمیقی با تفکر حکیم عمر خیام دارد. خیام در رباعی مشهور خود می‌گوید:

آن قصر که بهرام در او جام گرفت /

آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر /

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟

حافظ با رندیِ تمام، همان مفهوم «فناپذیری قدرت» را با «عرفان شهودی» ترکیب کرده است. او می‌گوید وقتی پایان راه همه، فنا و نیستی است، پس چرا به جای «کمندِ» طمع، «جامِ» آگاهی را به دست نگیریم؟

نتیجه‌گیری

حافظ در این بیت، با استفاده از صنعت تلمیح و ایجاد تضاد میان «کمند» (نماد اسارت در ماده) و «جام» (نماد رهایی در معنا)، به مخاطب هشدار می‌دهد که جهانِ گذران، ارزشِ تاخت‌وتاز بهرامی را ندارد. حقیقتِ نهایی نه در تصاحب صحرا، که در نگریستن به آن از دریچه جامِ معرفت است.


تگ جلسه برای مراجعات بعدی: #حافظ_پژوهی_بهرام_و_جم_۱۴۰۴

Comments