آذریهای ایران؛ همزیستی
هویتی یا شکاف قومی؟
بحث درباره وضعیت آذریهای ایران و نسبت آن با مسئله وحدت یا تجزیه کشور،
در سالهای اخیر بار دیگر در فضای رسانهای و سیاسی مطرح شده است. برخی تحلیلها
از «خطر جدایی» سخن میگویند و برخی دیگر بر «جذب کامل» این جمعیت در ساختار ملی
ایران تأکید دارند. بررسی این موضوع نیازمند نگاهی تاریخی و اجتماعی، دور از اغراق
و سادهسازی است.
جمعیت و هویت
آمار رسمی از ترکیب قومی ایران منتشر نمیشود، اما برآوردهای پژوهشی نشان
میدهد که آذربایجانیهای ایران بین ۱۶ تا ۲۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند. این گروه عمدتاً ترکزبان و شیعه هستند
و در استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان تمرکز دارند،
هرچند جمعیت قابل توجهی از آنان در شهرهای بزرگی مانند تهران زندگی میکنند.
در این زمینه باید توجه داشت که «قومیت» مفهومی سیال است و در ایران، زبان
مادری الزاماً به معنای هویت سیاسی یا ملی جداگانه تلقی نمیشود.
پیشینه تاریخی آذربایجان
در ایران
منطقه آذربایجان از دوران باستان بخشی از قلمروهای ایرانی بوده است. نام
«آذربایجان» ریشه در واژههای فارسی میانه دارد و به مفهوم «نگهبان آتش» بازمیگردد.
این نام پیش از شکلگیری هویتهای قومی مدرن در منطقه وجود داشته است.
جدایی بخش شمالی آذربایجان از ایران نه در قرن بیستم، بلکه در اوایل قرن
نوزدهم و در پی جنگهای ایران و روسیه رخ داد. معاهدات گلستان (۱۸۱۳) و ترکمنچای (۱۸۲۸) باعث شدند
مناطق قفقاز جنوبی از ایران جدا شده و بعدها جمهوری آذربایجان کنونی شکل گیرد.
آذربایجان جنوبی اما همچنان بخشی از ایران باقی ماند.
شخصیتهای تاریخی و
بازخوانی مدرن
شخصیتهایی مانند بابک خرمالدین، که در قرن نهم میلادی علیه خلافت عباسی
قیام کرد، گاه در مباحث معاصر به عنوان نماد هویت قومی خاص معرفی میشوند. با این
حال، منابع تاریخی او را بیشتر به عنوان رهبر جنبشی ضد خلافت میشناسند و نسبت
دادن هویتهای قومی امروزی به شخصیتهای تاریخی آن دوره، از نظر پژوهشی محل تردید
است.
وضعیت اجتماعی معاصر
در ایران معاصر، آذربایجانیها در عرصههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و
ورزشی حضور پررنگی داشتهاند. در شهرهای بزرگ، پیوندهای اجتماعی و خانوادگی میان
گروههای زبانی و قومی مختلف گسترده است و این امر به شکلگیری نوعی همزیستی
هویتی انجامیده است.
در جریان اعتراضات سراسری سالهای اخیر نیز، در شهرهای آذرینشین مطالبات
عمدتاً در چارچوب مسائل عمومی کشور مطرح شده و شعارهای قومی یا جداییطلبانه نقش
حاشیهای داشتهاند.
نگاه فرامرزی و مقایسهها
مقایسه شرایط اقتصادی ایران با جمهوری آذربایجان یا دیگر کشورهای منطقه گاه
در تحلیلها مطرح میشود. این مقایسهها بیش از آنکه بیانگر گرایش سیاسی باشند،
بازتابدهنده نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی مشترک در سطح ملی هستند؛ نارضایتیهایی
که محدود به یک گروه قومی خاص نیستند.
جمعبندی
بررسی تاریخی و اجتماعی نشان میدهد که آذربایجانیهای ایران نه یک جمعیت
«در حال تجزیه» هستند و نه گروهی که هویت فرهنگی خود را از دست داده باشند. آنان
بخشی قدیمی و مؤثر از جامعه ایران به شمار میروند که هویت زبانی و فرهنگی خود را
در کنار هویت ملی ایرانی حفظ کردهاند.
طرح مسئله آذریها در چارچوب دوگانه «جذب کامل یا جداییطلبی» میتواند
واقعیت پیچیدهتر جامعه ایران را سادهسازی کند. آنچه در بسیاری از تحولات معاصر
ایران برجسته است، مطالبات مشترک اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است که فراتر از
مرزبندیهای قومی مطرح میشود.
Comments
Post a Comment