تاریخچه بت پرستی

 

تاریخچه بت پرستی قبل از اسلام در مکه

بت‌پرستی در مکه پیش از اسلام، از نظر تاریخی هم «دیرهنگام» است و هم با سنت توحیدی ابراهیمی درآمیخته است.

آغاز رسمی بت‌پرستی در مکه

  • گزارش مشهور در تاریخ اسلامی این است که پس از دوره توحیدی ابراهیم و اسماعیل، بت‌پرستی در مکه با شخصی به نام عمرو بن لُحی خزاعی گره خورده است.
  • او در زمانی که سرپرست کعبه از قبیله خزاعه بود، در سفری به شام با قومی بت‌پرست روبه‌رو شد و از آنان بتی به نام هُبَل گرفت و آن را به مکه آورد و در کنار کعبه نصب کرد و مردم را به تعظیم و پرستش آن فراخواند.
  • از آن پس، بت‌های متعدد در اطراف کعبه و در سراسر حجاز پراکنده شد و تدریجاً «دین حنیف» ابراهیمی در میان اکثریت مردم به حاشیه رفت، هرچند در اقلیتی اندک باقی ماند.

فضای دینی مکه پیش از اسلام

  • پس از هاجر و اسماعیل، مکه مدتی طولانی موحد بود و آیین رسمی حول توحید، طواف کعبه و سنت‌های ابراهیمی می‌چرخید، تا این‌که با نفوذ بت‌پرستی این سنت‌ها آلوده به شرک شد.
  • در دوره جاهلی، اکثریت قریش و عرب حجاز بت‌پرست بودند، اما در عین حال به وجود خدایی برتر و خالق آسمان‌ها و زمین اذعان داشتند و بت‌ها را شُفَعا و واسطه تقرب به خدا می‌پنداشتند، نه خالق مستقل.
  • در کنار این اکثریت مشرک، گروه‌های اندکی از حُنفاء (موحدان به دین ابراهیم)، چند مسیحی، و نیز کسانی با گرایش توحیدی نزدیک به صابئین حضور داشتند.​

شکل و گستره بت‌پرستی در مکه

  • هر قبیله سعی می‌کرد بتی ویژه خود داشته باشد و رقیبان نیز بت‌های خاص خود را می‌ساختند؛ این رقابت قبیله‌ای موجب تکثّر شدید بت‌ها در حجاز شد.
  • بنابر گزارش‌ها، در زمان فتح مکه، در اطراف و درون حرم و بر فراز کعبه صدها بت وجود داشت که تعدادشان را حدود ۳۶۰ بت ذکر کرده‌اند.
  • برخی بت‌های مشهور عرب جاهلی که به مکه و حرم نسبت داده می‌شدند عبارت‌اند ازهُبَل (درون کعبه)، لات در طائف، عُزّی و مَناة در نواحی دیگر حجاز.

ریشه‌های اجتماعی و روانی بت‌پرستی

  • در تحلیل متون اسلامی، یکی از عوامل رواج بت‌پرستی، احترام افراطی به نشانه‌ها بوده است: مسافران از سنگ‌های حرم، سنگی با خود می‌بردند تا یاد کعبه را زنده نگه دارند، و کم‌کم همین سنگ‌ها صورت بت یافتند.
  • عامل دیگر، ترس و نیاز به امنیت در برابر نیروهای ناشناخته طبیعت و تاریخ دانسته شده است؛ مردم با پرستش این نمادها گمان می‌کردند خود را از خشم نیروهای مرموز در امان می‌دارند و به برکت و دفع بلا نزدیک می‌شوند.

وضعیت در آستانه بعثت

  • در آستانه بعثت پیامبر اسلام، مکه مرکز مهمی برای شرک سازمان‌یافته بود: طواف، قربانی و نذر انجام می‌شد، اما در کنار کعبه و برای بت‌ها.
  • پیامبر اسلام در همین بستر دینی، با دعوت به توحید ناب ابراهیمی و نفی بت‌ها، ساختار دینی و اقتصادی حجاز را دگرگون کرد و با فتح مکه، بت‌ها را از درون و اطراف کعبه فرو ریخت و نماد بت‌پرستی را برچید.

 

مسلمانی اگر کعبه‌پرستی‌ست
پرستارانِ بُت را طعنه از چیست؟

این بیت در ظاهر پرسشی تند درباره نسبت «کعبه‌پرستی» و «بت‌پرستی» مطرح می‌کند و در باطن، مخاطب را از توقف در «شکل عبادت» به سوی «حقیقت عبادت» می‌برد.

طرح مسئله در شعر شبستری

شبستری می‌گوید: «مسلمانی اگر کعبه‌پرستی‌ست / پرستاران بت را طعنه از چیست؟»؛ در سطح ظاهر، این پرسش، یک قیاس انتقادی است: اگر ملاک اسلام را فقط تعظیم یک بنای سنگی بدانیم، چه تفاوتی میان طواف کعبه و پرستش بت سنگی می‌ماند؟
این شیوه بیان، «استفهام انکاری» است؛ یعنی شاعر می‌خواهد نشان دهد که مسلمانی «کعبه‌پرستی» نیست، بلکه حقیقتی ورای سنگ و مکان دارد.

تمایز بت‌پرستی و قبله‌گرایی

در الهیات اسلامی، بت‌پرستی یعنی نسبت دادن الوهیت، تأثیر مستقل، یا شراکت در ربوبیت به غیر خدا؛ بت برای مشرک «معبود» و «صاحب اثر» است.
اما کعبه در منطق توحیدی «قبله» است، نه «معبود»: نشانه و جهت است برای یکسان‌سازی توجه دل‌ها به خدای واحد، و هیچ مسلمانی کعبه را رازق یا آمرزنده نمی‌داند.

نقد «اسلام صوری» و بت ذهنی

شاعر در واقع به مسلمانیی می‌تازد که در عمل، عبادت را به سطح مناسک مکان‌محور تقلیل داده و نسبت میان نیت و معبود را گم کرده است.
در این قرائت عرفانی، هر جا «صورت» وسیله بود و به «مقصود» حواله می‌داد، توحید جاری است؛ هر جا صورت، خود مقصد شد، همان‌جا بت ساخته شده، حتی اگر نام آن کعبه یا مسجد باشد.

قرائت عرفانی: از سنگ تا دل

عرفان اسلامی، از شبستری تا مولوی، بر این تأکید دارد که قبله حقیقی، دلِ موحد است که محل تجلی حق می‌شود، و کعبه بیرونی رمزی است برای جهت‌دادن به این دل.
پس شاعر با این سؤال، خواننده را وامی‌دارد تا بپرسد: آیا من به سوی خدای نامرئی رو کرده‌ام، یا در واقع «صورت» عبادت را می‌پرستم و به آن هویت قدسی داده‌ام؟

جمع‌بندی مفهومی

بر این اساس، شعر نه نسبتی میان اسلام و بت‌پرستی برقرار می‌کند، نه کعبه را بت می‌نامد؛ بلکه هشدار می‌دهد که اگر مسلمانی به سطح «کعبه‌پرستی» (یعنی توقف در نشانه) سقوط کند، از نظر منطقی تفاوتی با بت‌پرستی ظاهری نخواهد داشت.
مقاله‌وار اگر نگاه کنیم، بیت شبستری دعوتی است به گذار از اسلامِ شکل‌گرا به توحید باطنی: عبور از سنگ و مکان، به سوی معبودی که «قبله» را تنها نشانی برای جهت‌گیری دل به سوی خود قرار داده است.

***

اصلی‌ترین بت‌های مربوط به حرم و اطراف کعبه را می‌توان در دو دسته دید:
۱) بتِ مرکزی در خود کعبه، ۲) بت‌های بسیار مهم در پیرامون مکه که با نظام اعتقادی و حج جاهلی گره خورده بودند.

بت‌های اصلی مرتبط با کعبه

  • هُبَل
    • بزرگ‌ترین و مهم‌ترین بت قریش و «بتِ اعظم» به شمار می‌رفت.
    • از سنگ قیمتی (عقیق سرخ) و به شکل انسان ساخته شده بود، دست راستش شکسته بود و قریش دستی از طلا برای آن ساختند.
    • درون یا بسیار نزدیک به کعبه نصب بود و نقش محوری در سوگندها، قرعه‌کشی و دعاهای قریش داشت.
  • اَساف و نائِله
    • دو بت مهم که در کنار کعبه و در ناحیه صفا و مروه نصب شده بودند.
    • گزارش شده که در زمان سعی بین صفا و مروه مردم آن‌ها را لمس می‌کردند و نوعی تبرک و احترام خاص برایشان قائل بودند.
  • بت‌های مستقر بر صفا و مروه
    • علاوه بر اساف و نائله، برای قریش بت‌هایی مانند «مجاور الریح» بر صفا و «مطعم الطیر» بر مروه در برابر کعبه قرار داده شده بود.​
    • این بت‌ها اگرچه به اندازه هبل شهرت نداشتند، اما در مناسک پیرامون کعبه نقش فعّال داشتند.​

سه‌گانه مشهور: لات، عُزّى، مَنات

این سه بت در شهرها و نقاط اطراف مکه مستقر بودند، اما در نظام دینی مکی و در آگاهی جمعی مشرکان، در ردیف مهم‌ترین خدایان محسوب می‌شدند و به کعبه و حج جاهلی پیوند نمادین داشتند.

  • لات (اللّات)
    • معبد اصلی‌اش در طائف بود و از بت‌های بزرگ عرب و حجاز به شمار می‌رفت.
    • در منابع اسلامی به عنوان یکی از سه بتِ برجسته‌ای که مشرکان به عنوان «دختران خدا» یا واسطه‌های تقرّب می‌دانستند ذکر شده است.
  • عُزّى
    • معبدش در وادی نَخله بین مکه و طائف قرار داشت.​
    • در میان قبایل قریش و غطفان اهمیت ویژه‌ای داشت و در کنار لات و منات از مهم‌ترین بت‌های منطقه شمرده می‌شد.
  • مَنات
    • معبد منات در ناحیه قُدید، میان مکه و مدینه، نزدیک ساحل دریای سرخ بود.​
    • به عنوان بتِ سرنوشت، مرگ و تقدیر شناخته می‌شد و در نظام شرک جاهلی با کعبه و حج نسبت آیینی داشت.

Comments