نگاهی به یک بیت از
ناصرخسرو
"گفتند که موضوع شریعت
نه به عقل است / زیرا که به شمشیر شد اسلام مقرر"
مقدمه
ناصرخسرو قبادیانی، شاعر، فیلسوف و متکلم
اسماعیلی قرن پنجم هجری، از چهرههایی است که نسبت میان عقل، دین و قدرت را با
صراحتی کمنظیر مطرح کرده است. در میان اشعار او، این بیت جایگاهی ویژه دارد، زیرا
در دو مصراع کوتاه، یکی از مهمترین مناقشات تاریخ اندیشهٔ اسلامی را فشرده کرده
است:
آیا شریعت بر پایهٔ عقل است یا بر پایهٔ
قدرت؟
این بلوگ پست تلاش میکند این بیت را در
بستر تاریخی، کلامی و فلسفی آن تحلیل کند.
زمینهٔ تاریخی: نزاع
عقل و ظاهر
در قرن چهارم و پنجم هجری، جهان اسلام شاهد
جدال میان دو رویکرد بود:
- عقلگرایان: معتزله، فیلسوفان و اسماعیلیان
که معتقد بودند فهم دین بدون عقل ممکن نیست. - ظاهرگرایان: گروههایی که دین را مجموعهای از احکام ثابت و غیرقابلبحث میدانستند
و عقل را در حوزهٔ دین کماهمیت یا حتی خطرناک میشمردند.
ناصرخسرو در این میان، بیتعارف در صف عقلگرایان
ایستاده است.
تحلیل مصراع نخست
گفتند که موضوع شریعت
نه به عقل است
در این مصراع، ناصرخسرو سخن مخالفان را نقل
میکند.
"موضوع شریعت"
یعنی بنیان و اساس دین.
مخالفان عقل میگفتند:
- دین نیازی به استدلال ندارد
- باید پذیرفته شود، نه فهمیده
- عقل در برابر نص، جایگاهی ندارد
ناصرخسرو این نگاه را
نقل میکند تا آن را نقد کند، نه تأیید.
تحلیل مصراع دوم
" زیرا که به شمشیر
شد اسلام مقرر"
این مصراع، استدلال مخالفان عقل را آشکار
میکند:
- اسلام با فتوحات گسترش یافت
- پس مشروعیتش از قدرت است، نه از عقل
- بنابراین، عقل در فهم دین ضرورتی ندارد
ناصرخسرو این استدلال را به چالش میکشد.
از نظر او، اگر دین فقط با شمشیر برقرار
شده باشد، دیگر «هدایت» نیست، بلکه «سلطه» است.
موضع ناصرخسرو: عقل، حجت باطنی
ناصرخسرو در آثارش بارها تأکید میکند:
- عقل «حجت باطنی» است
- پیامبر «حجت ظاهری» است
- شریعت بدون عقل، پوستهای بیجان است
- ایمانِ بدون فهم، تقلید است نه معرفت
در نگاه او، دین زمانی معنا دارد که انسان
بتواند آن را با عقل دریابد، نه صرفاً از ترس قدرت بپذیرد.
پیام فلسفی بیت
- اگر دین بر پایهٔ قدرت بنا شود، پایدار نیست
- اگر بر پایهٔ عقل بنا شود، ریشهدار میشود
- شریعت بدون عقل، به ابزار قدرت تبدیل میشود
- و این خطر، هم برای دین است و هم برای جامعه
این نگاه، ناصرخسرو را در کنار بزرگترین
عقلگرایان تاریخ اسلام قرار میدهد.
نتیجهگیری
این بیت کوتاه، یک نقد اجتماعی، یک موضع
کلامی و یک هشدار فلسفی را همزمان در خود دارد.
ناصرخسرو با صراحت میگوید:
- دین را نمیتوان فقط با تاریخ فتوحات توجیه کرد
- مشروعیت شریعت از عقل میآید، نه از شمشیر
- و هر دینی که عقل را کنار بگذارد، دیر یا زود به ابزار قدرت
تبدیل میشود
به همین دلیل است که شعر ناصرخسرو، پس از
هزار سال، همچنان موضوع بحث دانشگاهی و فلسفی است.
Comments
Post a Comment