فانوس خیام و سایههای
افلاطون
گفتوگویی
خیالی میان دو جستجوگر حقیقت
گاهی تاریخ چنان آرام پیش میرود که دو ذهن
بزرگ، با فاصلهای هزارساله، یک سؤال واحد را میپرسند:
«آنچه میبینیم،
واقعیت است یا سایهای از واقعیت؟»
در این بلوگپست، صحنه را برای دیدار خیالی
میان عمر خیام نیشابوری و افلاطون آتنی آماده کردهام؛ دو اندیشمندی
که هرگز یکدیگر را ندیدند، اما جهان را با یک استعارهی مشترک فهمیدند:
جهان، یک پرده است؛ حقیقت، پشتِ
پرده.
ورود افلاطون: مردی
با سایهها
افلاطون از سمت چپ صحنه وارد میشود؛ پشت
سرش دیوار غار است و سایههایی که روی آن میرقصند.
او میگوید:
«مردم، سایهها را
حقیقت میپندارند.
تا زمانی که از غار بیرون نروند، نور
خورشید را نمیبینند.»
برای او، جهانِ محسوس چیزی جز بازتابی
ناقص از حقیقت نیست؛
حقیقت، بیرون از غار است، در روشنایی.
ورود خیام: مردی با
فانوس خیال
از سمت راست صحنه، خیام وارد میشود؛ فانوس
خیالی در دست دارد، همان که در رباعیاش تصویر کرده:
«خورشید چراغ دان و
عالم فانوس
ما چون صوریم کاندر آن حیرانیم»
او جهان را نه غار، بلکه فانوس خیال
میبیند؛
چراغی درون آن میسوزد و تصویرهایی روی
پرده میافتد.
ما، صورتهایی هستیم که در این نمایش ظاهر
و ناپدید میشویم.
نقطهی تلاقی: حیرت
انسان
در میانهی صحنه، نور روی چهرهی هر دو میافتد.
افلاطون میگوید: «انسان در بندِ سایههاست.»
خیام پاسخ میدهد: «انسان در بندِ صورتهاست.»
هر دو، از حیرت انسان میگویند؛
از اینکه ما در جهانی زندگی میکنیم که بازنمایی
است، نه حقیقت.
افلاطون راه رهایی را «خروج از غار» میداند.
خیام اما با لبخندی تلخ میگوید:
«حتی اگر از غار بیرون بروی، باز هم در
فانوس دیگری هستی.»
اگر این دو امروز
زنده بودند…
شاید افلاطون به خیام میگفت:
«تو جهان را فانوس میبینی، من غار. اما هر
دو میدانیم که انسان در جستجوی نور است.»
و خیام پاسخ میداد:
«نور هست، اما ما همیشه از پشت پرده میبینیم.
عمر ما، سایهای است که میآید و میرود.»
در دنیای امروز، این گفتوگو میتوانست
دربارهی واقعیت مجازی، رسانهها، شبکههای اجتماعی یا حتی ادراک مغز باشد.
هر دو احتمالاً میگفتند:
«جهانِ امروز، غاری بزرگتر و فانوسی پیچیدهتر
است.»
پایان صحنه: نور کم میشود
افلاطون به سمت نور خورشید میرود.
خیام فانوس را خاموش میکند.
سایهها محو میشوند.
پرده میافتد.
اما سؤال همچنان باقی است:
آیا ما حقیقت را میبینیم، یا فقط تصویری
از آن را؟
Comments
Post a Comment