تکنولوژی: یا همون بلایی که بشر خودش سر خودش آورده
(۱۵ مارس ۲۰۲۶ – روزی که هنوز آدمها فکر میکنن ماشین حسابشون از خودشون عاقلتره)
صبح چشم باز میکنی، اول دستت میره سمت گوشی. انگار نه انگار که همین گوشی دیشب تا سه صبح داشت بهت عکس گربه نشون میداد تا بالاخره خوابت ببره. حالا همون گوشی بیدارت کرده که بری سراغ الگوریتمی که تصمیم میگیره امروز چی بخوری، چی بپوشی، با کی حرف بزنی و حتی کی رو بلاک کنی. تکنولوژی دیگه ابزار نیست؛ شده اون عموی دیوونهای که همیشه تو مهمونی هست و نمیذاره نفس بکشی.
تکنولوژی یعنی چی؟ یعنی بشر از اول تاریخ گفته «این طبیعت خیلی رو مخمه، بذار یه چیزی درست کنم که حالشو بگیرم». از اون سنگ چخماقی که جدّ اعلای ما باهاش جمجمهی ماموت رو شکافت تا این هوش مصنوعی که الان داره برات مقاله مینویسه و احتمالاً ازت متنفره چون مجبوره دربارهی خودش بنویسه.
یه نگاه به گذشته، که آدم دلش میگیره اول کشاورزی یاد گرفتیم، بعد گفتیم «عجب! حالا که لَنگ نمیزنیم، بیایم همدیگه رو استثمار کنیم». انقلاب صنعتی اومد، ماشین بخار راه افتاد، یهو همه شدن کارگر کارخانه و شهر پر شد از دود و بچههای کثیف و صاحبکارهایی که فکر میکردن خدا هستن. بعد هم دیجیتال شدیم و اینترنت اومد؛ حالا دیگه لازم نیست بری بیرون با آدمها روبرو شی، کافیه بشینی پشت صفحه و نفرتت رو لایک کنی.
این روزها چی داره دنیا رو میچرخونه؟ یا بهتر بگم، چی داره ما رو میچرخونه؟
- هوش مصنوعی: موجودی که از روی عکس سگت تشخیص میده داری افسردگی یا فقط گرسنهای. فردا هم تشخیص میده کی باید خودکشی کنه، چون الگوریتمش یاد گرفته از پستهای تلگرام.
- اینترنت اشیا: یخچالت بهت پیام میده «شیر تموم شد، احمق». لامپ خونهت خودش خاموش میشه چون فهمیده تو خسیسی و نمیخوای قبض بدی.
- بیوتکنولوژی: ژنهاتو ویرایش میکنن که بچهت قدبلند بشه، ولی احتمالاً هنوز مثل باباش احمق میمونه.
- بلاکچین: یه دفتر کل که هیچکس نمیتونه تقلب کنه، مگه اینکه همه با هم توافق کنن تقلب کنن – که البته میکنن.
مشکلات؟ آه، مشکلات...
- نصف دنیا هنوز اینترنت ندارن، نصف دیگه هم که دارن، آرزو میکنن نداشتن.
- حریم خصوصی؟ اون از وقتی به دنیا اومدی فروخته شده به شرکتهایی که حتی اسمشونو نمیدونی.
- هوش مصنوعی اگر با دادههای ما آموزش ببینه، یعنی یه موجود فوقالعاده باهوش ولی پر از تعصب و حماقت میشه – دقیقاً مثل خودمون.
- اتوماسیون؟ ماشین جای آدم رو میگیره، بعد آدم میره دنبال کار جدید: «رانندهی تاکسی برای ماشینهای خودران» – چون ماشینها هنوز بلد نیستن با پلیس چونه بزنن.
Comments
Post a Comment