بسمالله
الرحمن الرحیم،
من، فلان بن
فلان، سفیر فوقالعاده و تامالاختیار یکی از کشورهای برادر در شورای همکاری خلیج
فارس، پس از مطالعه دقیق مقالهی شما، تصمیم گرفتم قلم به دست بگیرم و با همان لحن
«راهبردی» و «تمدنی» که شما خیلی دوست دارید، چند نکتهی برادرانه خدمتتان عرض کنم.
اولاً، خیلی
خوب است که شما اینقدر به «تفاوت تمدنی» بین ما و آنها تأکید دارید. راستش را
بخواهید، ما هم خیلی به این تفاوتها افتخار میکنیم. مخصوصاً وقتی شبها در پارک
تفریحی دیزنیلند ابوظبی قدم میزنیم و همزمان از موزه گوگنهایم عکس سلفی میگیریم،
با خودمان میگوییم: «الحمدلله، ما به اینجا رسیدیم، آنها هنوز مشغول شمردن موشکهایشان
هستند.» ولی عزیز من، این تفاوت تمدنی را که هر بار میخواهید ایران را تحقیر
کنید، مثل چماق بر سرش میکوبید، کمی خستهکننده شده. ما که دیگر باور کردیم
«امارات استدلالی است که ایران نمیتواند در آن پیروز شود». حالا نوبت شماست که یک
استدلال جدید پیدا کنید، چون این یکی دیگر حتی برای توئیتر هم قدیمی شده.
دوماً، در مورد
آن آمار ۲۱۸۰ موشک
و پهپاد... والله ما خودمان هم دقیق نمیدانیم چند تا بوده. گاهی در جلسهی
صبحگاهی میگویند ۹۵ درصد
رهگیری شده، گاهی عصرها که خستگی سراغمان میآید، میگویند «تقریباً همه». ولی شما
این عدد را با این اطمینان نوشتهاید که انگار خودتان کنار رادار ایستاده بودید و
با اپلیکیشن شمارش میکردید. برادر، در جنگ نامتقارن، آمار دقیق فقط برای گزارش به
وزارت خارجه آمریکا خوب است، نه برای تحلیل جدی. ما که خودمان گاهی موشکها را با
پهپادهای چینی اشتباه میگیریم، شما چطور اینقدر دقیق شمردید؟
سوماً، خیلی
قشنگ گفتید که «ما از آمریکا نمیخواهیم تمام بار را به دوش بکشد»، بعد چهار
پاراگراف بعد گفتید سرمایهگذاری ۱.۴
تریلیون دلاریمان در آمریکا، همکاری با اساندپی، و اینکه فقط واشنگتن میتواند
تنگه هرمز را باز کند. خیلی خوب، پس دقیقاً چه کسی بار را به دوش میکشد؟ ما یا
عموی سام؟
راستش را
بخواهید، این دوگانگی خیلی شبیه آن چیزی است که وقتی مهمان خارجی میآید، به او میگوییم
«ما کاملاً خوداتکا هستیم»، ولی وقتی میخواهد برود، در گوشش زمزمه میکنیم:
«لطفاً به رئیسجمهور آمریکا بگویید که ما هنوز به شما نیاز داریم، ولی خیلی هم
نگویید.»
در نهایت،
نتیجهگیری بسیار قاطع شما که «آتشبس ساده کافی نیست، باید نتیجه قطعی بگیریم»
خیلی حماسی بود. فقط یک سوال کوچک: این نتیجه قطعی را با چه ابزاری میخواهید
بگیرید؟ با همان پارک دیزنی و موزه گوگنهایم؟ یا اینکه منتظرید اسرائیل و آمریکا
بیایند و کار را تمام کنند، بعد ما بیاییم و بگوییم «این پیروزی امارات بود»؟
من به عنوان
سفیر یک کشور عاقل در این منطقه، به شما توصیه میکنم: وقتی داری مقاله «نتیجهگیری
نهائی» مینویسی، حداقل یک صفحه هم برای «راهحل نهائی» بگذار. چون تا حالا هر بار
که گفتیم «ایران باید درس بگیرد»، ایران درس گرفت، ولی ما هم هر بار مجبور شدیم چکهای
میلیارد دلاری برای سیستمهای دفاعی جدید بنویسیم.
در خاتمه،
مقالهتان را خواندم و به یاد آوردم که ما در خلیج فارس دو نوع جنگ داریم: یکی
جنگ نامتقارن با ایران، و یکی جنگ تبلیغاتی با افکار عمومی بینالمللی که در آن
باید ثابت کنیم ما «مدرن، باز، مداراگر و در عین حال قربانی» هستیم.
شما در دومی
خیلی موفق بودید. در اولی... هنوز منتظریم ببینیم.
با احترام، سفیر
کشوری که هنوز تصمیم نگرفته دقیقاً میخواهد چه باشد: قدرت منطقهای مستقل، یا پیشرفتهترین
پایگاه لجستیکی آمریکا در خاورمیانه؟
والسلام.
Comments
Post a Comment