چگونه ترامپ با عقب
انداختن جنگ، بازار را به وجد آورد
به قلم: یک شهروند شکاک
صبح دوشنبه، بیست و سوم مارس ۲۰۲۶، وقتی
چشمانم را باز کردم، هنوز نفهمیدم خواب میبینم یا بیدارم. رادیو را روشن کردم:
«بورس جهانی جهش کرد! نفت سقوط کرد! طلا ریخت!»
گفتم حتماً صلح جهانی برقرار شده. رفتم سراغ تارنماها، دیدم آقای ترامپ
دیشب توی تروث سوشال نوشته: «به وزارت جنگ دستور دادم هرگونه حمله به تأسیسات
انرژی ایران رو پنج روز به تعویق بندازن.»
پنج روز
نه آتشبس، نه صلح، نه توافق. فقط گفت فعلاً پنج روز دست نگه دارید، ببینیم
چه میشود.
و همین پنج روز، بس بود که بازارها از
خوشحالی بال دربیارن.
حالا بیایید صادق باشیم. اگر من یک معلم ریاضی بودم و به شاگردم میگفتم
پنج روز تکلیفت رو عقب میندازم، اونقدر ذوق نمیکرد که بره تو خیابون شادی کنه.
ولی اینجا قضیه فرق میکند. اینجا ما با یک فرمول طلایی روبروییم:
تهدید فاجعهبار آخر هفته + عقبنشینی درست سه ساعت قبل از باز شدن بازار
آمریکا = آرامش ساختگی + جهش شاخصها + فرصت برای نجات سرمایههای دوستان
اگر فیلم را عقبتر ببریم، میبینیم آخر هفته ترامپ گفته بود: «یا تنگه هرمز
را باز کنید یا با نابودی کامل شبکه برق ایران مواجه خواهید شد.» ایران هم مثل
همیشه گفته بود: «نمیشه که بابا.» و بعد یکدفعه آقای رئیسجمهور میان و میگویند:
«خب باشه، پنج روز دیگه وقت دارین.»
و بازارها نفس راحتی میکشند.
نکته جالب اینجاست که ایران بلافاصله تکذیب کرد مذاکرهای در کار است. یعنی
از همان اول هم معلوم نبود اصلاً طرف مقابل کی بوده. ولی مهم نبود. چون مخاطب اصلی
این اعلامیه، نه تهران بود، نه مسکو، نه حتی تلآویو. مخاطب، والاستریت بود.
و والاستریت هم مثل همیشه شریف و بیآلایش، دستش را بلند کرد و گفت: «چشم
آقای رئیسجمهور!»
نفت برنت بیش از ده درصد ریخت. اس اند پی ۵۰۰ بیش از یک
درصد بالا پرید. معاملهگران که تا چند ساعت قبل داشتند برای سناریوی بسته شدن
تنگه هرمز و نفت ۱۵۰ دلاری خود را آماده میکردند،
یکباره نفس راحتی کشیدند.
حالا سوال این است: این پنج روز مکث، واقعاً
برای چیست؟
برای مذاکره؟ که ایران میگوید نیست. برای کاهش تنش؟ که اسرائیل همچنان دارد میزند.
برای آرام کردن بازار؟ که بله. برای همین بود. دقیقاً برای همین بود.
و از آن بدبینانهتر: برای این بود که آنهایی که از قبل خبر داشتند، در این
پنج روز فرصت کنند جای خود را در بازار تنظیم کنند. چون در این پنج روز، نوسان
ادامه دارد. حملات اسرائیل ادامه دارد. ایران هم حق پاسخ را برای خود محفوظ میدارد.
و اگر تا جمعه توافقی نشود، دوباره همه چیز به نقطه اول برمیگردد.
یعنی ما داریم با یک بازی زماندار طرفیم که هدفش نه حل
بحران، که خرید وقت و تغییر جو روانی بازار است.
و ترامپ در این بازی، نقش کلاسیک خودش را بازی میکند: اول اوج تنش، بعد
عقبنشینی نمایشی، بعد معرفی خود به عنوان «کسی که جلوی فاجعه را گرفت» – در حالی
که خودش فاجعه را طراحی کرده بود.
این یعنی سیاست خارجی، تبدیل شده به ابزاری برای مدیریت قیمت سوخت در پمپبنزینها
و مدیریت شاخص بورس در صفحههای اقتصادی.
نتیجه برای مردم عادی اما مشخص است: وقتی این پنج روز تمام شود، اگر توافقی
نباشد – که با تکذیب ایران معلوم است نیست – برمیگردیم به همان نقطه اول. نفت
دوباره میپرد، بورس میریزد، و مصرفکننده بازنده اصلی میماند.
تنها چیزی که در این میان قطعی است، این است که آقای رئیسجمهور، پنج روز
دیگر هم وقت خریده تا بگوید: «ببینید، من گفتم جنگ را عقب بیندازید و بازارها جان
گرفتند. من همان معاملهگر بزرگم.»
و راستش را بخواهید، با این یکی هم شاید راست بگوید. چون در والاستریت،
حتی یک توقف پنج روزه هم اگر درست زمانبندی شود، میتواند یک آدم را میلیاردر
کند. فرقی نمیکند که بعد از پنج روز چه میشود.
مردم اما مثل همیشه، بعد از پنج روز تازه میفهمند که این پنج روز، فقط
برای دیگران بود.
پینوشت طنزپردازانه:
دیشب خواب دیدم ترامپ اعلام کرد جنگ را پنج روز دیگر عقب انداخته. رفتم به همسایه گفتم یعنی صلح شد؟ گفت: نه بابا، یعنی تخفیف پنج روزه جنگی، مثل تخفیفهای جمعه سیاه. بعد از پنج روز، برمیگردد به قیمت اصلی. گفتم قیمت اصلی چند بود؟ گفت: «آتشِ تمامعیار با تخفیفِ فقط پنج روز تعویق.» گفتم خدایا شکرت که حداقل حراجیاش را از قبل اعلام میکنند.
Comments
Post a Comment