فاجعه‌ای در انتظار صنعت هوش مصنوعی

 

فاجعه‌ای در انتظار صنعت هوش مصنوعی

صنعت هوش مصنوعی با سرعتی بی‌سابقه در حال رشد است و میلیون‌ها کاربر به طور روزانه از ابزارهایی مثل ChatGPT استفاده می‌کنند. اما در میان این هیجان و تبلیغات گسترده، پدیده‌ای عجیب و غیرمتعارف در حال شکل‌گیری است که باید زنگ خطر را برای سرمایه‌گذاران به صدا درآورد: برخی از غول‌های این صنعت، به جای اینکه از مشتریان پول درآورند، به آن‌ها پول می‌دهند تا از محصولاتشان استفاده کنند!

در یک بازار سالم، شما برای استفاده از یک محصول پول می‌پردازید. اپل آیفون می‌سازد و می‌فروشد؛ شرکت‌های دارویی دارو تولید کرده و به بیمارستان‌ها می‌فروشند. اما در دنیای عجیب هوش مصنوعی امروزی، قوانین اقتصاد برعکس شده است.

داده‌های واقعی حیرت‌انگیز هستند: شرکت OpenAI حدود ۱.۵ میلیارد دلار به شرکت‌های سرمایه‌گذاری پرداخت کرده تا ابزارهای هوش مصنوعی آن را به مشتریان بفروشند؛ و از آن عجیب‌تر، وعده سود تضمینی ۱۷.۵ درصدی سالانه داده است! شرکت Anthropic ۲۰۰ میلیون دلار صرف فروش محصولاتش کرده و گوگل یک صندوق ۷۵۰ میلیون دلاری ایجاد کرده تا به غول‌های مشاوره‌ای مثل مک‌کینزی و آکسنچر پول بدهد تا خدمات هوش مصنوعی گوگل را به مشتریان خود تحمیل کنند.

این مدل تجاری نه تنها غیرمتعارف، بلکه به شدت یادآور فاجعه مالی دهه ۱۹۹۰ در صنعت مخابرات است. آن زمان، شرکت‌هایی مثل «لوسنت» (Lucent) و «نورتل» (Nortel) برای افزایش فروش تجهیزات خود، به مشتریان وام‌های کلان می‌دادند تا بتوانند این تجهیزات را بخرند. در دفاتر حسابداری، فروش به شدت بالا رفت و سهام companies پرواز کرد. اما این رشد یک توهم بود؛ مشتریان در واقع پول خود شرکت را برمی‌داشتند تا جنسش را بخرند! وقتی وضعیت اقتصادی تغییر کرد و وام‌ها بازپرداخت نشد، مشتریان ورشکست شدند و لوسنت و نورتل نیز با فاجعه‌ای تاریخی مواجه شده و از بین رفتند.

اکنون همین الگو در صنعت هوش مصنوعی در حال تکرار است و خطرات جدی به همراه دارد: اول، عدم شفافیت در درآمدها. وقتی یک شرکت اعلام می‌کند درآمدهایش دو برابر شده، ما نمی‌دانیم چقدر از این درآمد واقعی است و چقدر صرفاً پولی است که خود شرکت به حساب مشتری واریز کرده تا برگردد به عنوان «فروش». دوم، فشار برای عرضه سریع. وقتی شرکت برای جذب مشتری یارانه پرداخت می‌کند، مجبور است به هر قیمتی محصول جدیدی عرضه کند، حتی اگر ناقص، بی‌دقت و پر از مشکل باشد. سوم، احتمال فرار مشتریان. مشتریانی که فقط به دلیل دریافت پول یا تخفیف‌های سنگین آمده‌اند، به محض قطع یارانه‌ها، بلافاصله خدمات را رها خواهند کرد.

سرمایه‌گذاران قبل از خرید سهام این شرکت‌ها باید سه سوال مرگبار بپرسند:

 ۱. دقیقاً چند درصد از درآمدهای اعلام شده، ناشی از این پرداخت‌های مالی به شرکا است؟

۲. اگر فردا این یارانه‌ها و پاداش‌های نقدی قطع شود، چه تعداد از این میلیون‌ها کاربر باقی می‌مانند؟

 ۳. آیا مردم واقعاً به این محصولات نیاز دارند یا این اعداد صرفاً نتیجه مهندسی مالی و قراردادهای پنهان است؟

نتیجه‌گیری

 بدون شک هوش مصنوعی پتانسیل شگرفی برای تغییر دنیا دارد. اما تاریخ اقتصاد ثابت کرده که بازار در بلندمدت به شرکت‌هایی پاداش می‌دهد که محصولات واقعی، کاربردی و مورد نیاز مشتریان را می‌سازند، نه کسانی که با پخش پول، تقاضای مصنوعی ایجاد می‌کنند. به سرمایه‌گذاران هشدار می‌دهم: گول درآمدهای درخشان و ظاهری این شرکت‌ها را نخورید. پشت این اعداد بزرگ، ممکن است حبابی پنهان باشد که با قطع یارانه‌ها، به سرعت خواهد ترکید. به دنبال مدل‌های تجاری پایدار باشید، نه توهم فروش!

Comments