دیپلماسی
«معاملهگرانه» و آتشبس ۶۰ روزه
توافق ۶۰ روزه که اکنون به عنوان یک نقطه عطف
در مناقشه ۱۴۰۴-۱۴۰۵
خورشیدی مطرح است، بیش از آنکه یک توافقنامه صلح کلاسیک باشد، نمونهای بارز از
«دیپلماسی معاملهگرانه»
(Transactional Diplomacy) دونالد
ترامپ است. در این چارچوب، سیاست خارجی نه بر مبنای ارزشهای ایدئولوژیک، بلکه بر
اساس هزینهها، سودهای ملموس و بازگشت سرمایه (ROI) برای
منافع ملی آمریکا (و برند شخصی ترامپ) تنظیم میشود.
۱.
مؤلفه
«سود و حرص» در سیاست ترامپ
ترامپ
در مواجهه با ایران، استراتژی «فشار حداکثری» را با یک هدف نهاییِ معاملهگرانه
پیوند زده است. برای ترامپ، ثبات در خاورمیانه ابزاری برای تضمین جریان آزاد انرژی
و کاهش قیمت سوخت است که مستقیماً بر اقتصاد آمریکا و محبوبیت او تأثیر میگذارد.
بازگشایی تنگه هرمز در این توافق، نه فقط یک ضرورت امنیتی، بلکه یک «سود اقتصادی
آنی» برای بازارهای جهانی است که ترامپ میخواهد آن را به عنوان پیروزی مدیریتی
خود ثبت کند.
۲.
پیشبینی مسیر پیش رو: آیا ۶۰ روز کافی است؟
پیشبینی
رفتار ترامپ در این بازه ۶۰ روزه
با تکیه بر سوابق او، نشاندهنده الگوی «تهدید در کنار پیشنهاد» است:
- استراتژی چماق و هویج: ترامپ در این دوره از یک سو با تسهیل فروش
نفت و رفع برخی محدودیتها (هویج)، ایران را به میز مذاکره میکشاند و از سوی
دیگر، با تهدید به تخریب زیرساختهای کلیدی در صورت عدم توافق نهایی (چماق)،
فضای روانی سنگینی ایجاد میکند.
- تغییر فاز به جای تغییر رژیم: به نظر میرسد ترامپ از ایده «تغییر رژیم از
طریق مداخله نظامی مستقیم» به سمت «تغییر رفتار از طریق فشار اقتصادی و
دیپلماتیک» حرکت کرده است. او میخواهد این توافق را به عنوان «بزرگترین
دستاورد دیپلماتیک ۵۰
سال اخیر» عرضه کند تا از هزینههای جنگهای طولانیمدت پرهیز کرده و سودهای
سیاسی ناشی از یک «صلحِ باثبات» را به دست آورد.
۳.
چالش پیشبینی: شکنندگی توافق
خطر
اصلی در این ۶۰ روز،
«تفسیر متناقض» است. در حالی که ترامپ به دنبال خلع سلاح هستهای کامل و کنترل
دائم بر منابع انرژی ایران است، ساختار داخلی قدرت در ایران با مقاومتهایی در
برابر امتیازدهیهای کلان روبروست. اگر در پایان این دوره، طرفین بر سر جزئیات فنی
(مانند مدیریت تنگه هرمز یا آینده ذخایر اورانیوم) به تفاهم نرسند، ترامپ به دلیل
رویکرد سودمحور خود، احتمالاً سریعاً به گزینه «تحریمهای فلجکننده» یا بازگشت به
حملات بازخواهد گشت؛ چرا که برای او، یک توافق «بد» یا «ناقص» که به سود حداکثری
نرسد، ابزار کارآمدی نیست.
نتیجهگیری
توافق ۶۰ روزه یک «آتشبسِ مشروط و سودمحور»
است. ترامپ در این بازی، نقش تاجری را دارد که همزمان با نشان دادن خنجر به طرف
مقابل، قفسهای از مشوقهای مالی را نیز برای وسوسه او گشوده است. در صورت موفقیت،
این معامله میتواند او را به عنوان مردی که «جنگ را بدون خونریزیِ بیشتر پایان
داد» معرفی کند، و در صورت شکست، بهانهای خواهد بود برای تشدید فشارها با پشتوانه
مشروعیتی که از تلاش برای مذاکره به دست آورده است.
برای
درک بهتر از جزئیات این گزارش و چگونگی پیشبرد این توافق اولیه، میتوانید به
ویدیو زیر مراجعه کنید:
گزارش اکسیوس از توافق ۶۰ روزه ایران و آمریکا
این
ویدیو بهخوبی جزئیات یادداشت تفاهم اولیه و فشارهای دیپلماتیکی که در جریان این
مذاکرات در جریان بوده است را تشریح میکند.
Comments
Post a Comment